سلام دختر نازنینم ٬ میدونی دخترم من از حضور در ارتفاع نتیجه ای گرفته ام ٬ هر چه ارتفاع آدم بالاتر میره و دید من بازتر میشه و نسبت به موقعیتم آگاهتر میشم ٬ بطرز ناخودآگاهی زاویه و بعد عملم محدودتر میشه و میزان ریسک پذیری ام کم شده و به خودم اجازه نمیدم هر کاری رو انجام بدم ٬ باباجون با یخورده دقت میشه این نتیجه رو به تمام امور زندگی تسری داد ٬ یعنی میشه گفت : هر چقدر ذهن و دید آدم بازتر باشه ٬ دایره ی عمل او بسته تر میشه و در نتیجه در زندگی ٬ فردی با ذهن باز ٬ نسبت به کسی که ذهن بسته ای داره ٬ قدرت مانور خیلی کمتری داره ٬ مثالهای فراوونی میشه زد که من یکی دوتا شو میگم برات ٬ اگی آدم اطلاع داشته باشه همسایه ی دیوار به دیوارش گرسنه هست ٬ حتمن نسبت به کسی که اینو نمیدونه زندگی سختتری خواهد داشت ٬ یا مثلن کسی که میدونه دروغ گفتنش ممکنه زندگی کسی رو با مشکل مواجه کنه ٬ حتمن بیشتر مواظبه دروغ نگه تا کسیکه به این موضوع وقوف نداره ٬ دختر قشنگم این چیزی که من گفتم با حرف کسانی که با گفتن : " من دارای ذهن باز هستم " ٬ اجازه ی انجام هر عملی رو بخودشون میدن و ذهن باز رو دلیلی بر داشتن آزادی کامل و نا محدود میدونن در تعارض کامل قرار داره و بنظرم تنها یکی از این دو سخن قابل قبول و درست میتونه باشه....

                                                                          شب خوبی داشته باشی دختر مهربونم