ترنج ( ۲۰۰ )

من همان رودم که بهر دیدنت مرداب شد!

ماه من ! بس کن ندیدن های بی اندازه را !

#بیدل دهلوی

پ.ن: یه دوستی برام کامنت گذاشته و پیشنهاد داده حالا که اینقد نک و ناله میکنی که خواننده نداره وبلاگت ، درشو تخته کن ! راستش پیشنهاد جالبی بود ، مرد دیگه خسته شده و چاره ی کار شاید همین باشه که به تاریخ بپیونده وبلاگ باباش و دخترش ، ۶ سال و اندی که مرد اینجا مینوشت گاه تلخ و گاه شیرین گذشت ، و الان در انتهاش خیلی چیزا تغییر کرده ، مهمترین تغییرش اینه که مرد دیگه مرد سابق نیست و مهمترین شباهتش اینه که آرزوهای ناتمامش هنوز باقیست ، مرد از اینجا کوچ میکنه ، بجایی که هیچ آشنایی نخواهد داشت ، پس بدیهای مرد رو به خوبی خودتون ببخشید ...

خدانگهدارتون 

ترنج ( ۱۹۹ )

چشمهایت را می بوسم

می دانم هیچ کس

هیچ گاه در هیچ لحظه ای از آفرینش

آنچه را که من

در گرگ و میش نگاه تو دیدم 

نخواهد دید ...

#فریدون مشیری

 

پ.ن: چشمام به در این وبلاگ خشک شد که یه رهگذر بیاد بگه خرت به چنده ، یعنی انگار خاک مرگ روی بلاگفا پاشیده باشن اساسی ...

ترنج ( ۱۹۸ )

کو چنان یاری که داند قدر اهل درد چیست؟

چیست عشق و کیست مرد عشق و درد مرد چیست؟

#وحشی بافقی

ترنج ( ۱۹۷ )

همیشه مشاعره با چشمانت

را دوست داشتم

پلک که میزدی 

بیت بعدی را

با خمار چشمانت میگفتم

 

ترنج ( ۱۹۶ )

زندگی کمی دیوانگی میخواست 

اما ...

ما زیادی دیوانه شدیم

دیوانه که باشی

خودت هم نخندی

زخمهایت می خندند !

#رسول یونان

 

پ.ن: یه دیوونه منم که اینجا مینویسم ، یه دیوونه هم اون رهگذرانی که گاهی یکبار از اینجا عبور میکنن و میگن مخاطبت کیه؟

ترنج ( ۱۹۵ )

می عشق و مستی او نرود برون ز خونم

که دل آنچنان ندادم که دگر ستانم او را

#اقبال لاهوری 

پ.ن:

جمعه یعنی دلم از غصه بگیرد اما

به همین بودنش از دور قناعت بکنم

ترنج ( ۱۹۴ )

در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم

اصلا به تو افتاده مسیرم که بمیرم

یا چشم بپوش از من و از خویش برآنم

یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم

این جام ترک خورده چه جای نگرانی ست

من ساخته از خاک کویرم که بمیرم

خاموش مکن آتش افروخته ام را

بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم ...

#فاضل نظری عزیز

 

 پ.ن: حرفم نمیاد خب ، زور که نیست ...

 

ترنج ( ۱۹۳ )

 

آمده ام با عطش سالها

تا تو کمی عشق بنوشانی ام

ها به کجا می کشیم خوب من ؟

ها نکشانی به پشیمانی ام!

#محمد علی بهمنی