نوبت ما هم میشه

این عشق آتشین ز دلم پا نمیشود

مجنون به غیر خانه ی لیلا نمیشود

بالای تخت یوسف کنعان نوشته اند

هر یوسفی یوسف زهرا نمیشود

شب نیمه ی شعبان هست و اومدم بگم ما بی کس نیستیم ، بالاخره او خواهد آمد ، دیر و زود داره اما سوخت و سوز نداره ، و البته که این سالها انشاءالله خیلی نزدیک هستیم به نوبت ما .. ، هر چی بلدید و هر چی زور دارید به کار ببندید که آخر کارتونه ...

شعر

می شود اوقات مردم صرف در تعمیر تن

فکر آزادی از این زندان ندارد هیچ کس

فعلا پایان

خیلی فکر کردم چی بنویسم بنظرم اومد بگم درون هر آدمی که میشناسید یک نفر هست که اصلا نمی‌شناسید ، اینطوری هم نیست که اگی فکر کنی کسی رو خیلی می‌شناسی دیگه اون درون خودش کسی رو نداره که اصلا نشناسیش ، توضیح هم لازم نداره استدلال هم نمی‌خواد چون کاملا مجرب است . تماااام

شعر

پس بازم شعر این بار از محمدعلی بهمنی ، که اینم اون روزا خیلی غزلهاشو می‌خوندم

من با غزلی قانعم و با غزلی شاد
تا باد ز دنیای شما قسمتم این باد
ویرانه نشینم من و بیت غزلم را
هرگز نفروشم به دو صد خانه ی آباد
من حسرت پرواز ندارم به دل آری
در من قفسی هست كه می خواهدم آزاد
ای بال تخیل ببر آنجا غزلم را
كش مردم آزاده بگویند مریزاد
من شاعرم و روز و شبم فرق ندارد
آرام چه می جویی از این زاده ی اضداد ؟
می خواهم از این پس همه از عشق بگویم
یك عمر عبث داد زدم بر سر بیداد
مگذار كه دندانزده ی غم شود ای دوست
این سیب كه ناچیده به دامان تو افتاد

شعر

رسیده ام به خدایی که اقتباسی نیست
شریعتی که در آن حکم ها قیاسی نیست

خدا کسی است که باید به دیدنش بروی
خدا کسی که از آن سخت می هراسی نیست

به عیب پوشی و بخشایش خدا سوگند
خطا نکردن ما غیر ناسپاسی نیست

به فکر هیچ کسی جز خودت مباش، ای دل
که خودشناسی تو جز خداشناسی نیست

دل از سیاست اهل ریا بکن، خود باش
هوای مملکت عاشقان سیاسی نیست

ادامه نوشته

دلم گرفته

نمیدونم اثر تنها بودن در مشهده یا چی؟

هر چی هست تا حالا اینهمه دلتنگی رو تجربه نکرده ام ، هیچکی پیدا نشد بفهمه چی توی دل من میگذره ، هیچکی از دل من باخبر نشد ، هیچکی توی این عمری که الان دیگه خیلی طولانی شده از ضمیر من باخبر نشد ، نه کسی متوجه شد و نه من به کسی چیزی گفتم ، حالا الان فقط دلتنگم ، دلتنگ کی و دلتنگ چی؟ بمونه ، دلم یه صحبت طولانی میخواد ، اما با کی؟ من هیچکسی رو ندارم که بتونم حرف دلمو بهش بزنم ، هیچکسی رو ندارم که بتونم طولانی باهاش گپ و گفت کنم ، من خیلی تنهام ، لااقل در این لحظه و در این مکان .....

شعر

هنوز برق شجاعت و غیرت از چشمان حججی در میان عکس ها بیرون می زند که فرزندان مخبط شیطان اینجا، در خاک تهران برای ما رجز کفتارهای صهیونیست را می خوانند.

آنجا که بهترین فرزندان تاریخ این خاک، با رشادت و ایمان سر می دادند و خود را به تیغ وحشی ترین و ناپاک ترین موجودات دست ساز صهیونیسم و غرب می سپردند، روشنفکر شش تیغه و حرام خور ما باد در گلو می انداخت و آنها را به پول گرفتن متهم می کرد.

هنوز هم داستان همین است. هنوز عقده و کینه از حزب الله از تهران تا تل‌آویو و واشنگتن بالا می زند. هنوز لفظ پاک حزب الله در قاموس این اهریمن ها دشنام است.

سید حسن حسینی روحت شاد که سی سال پیش چه خوب سرودی:


امروز لفظ پاک «حزب الله»
گويا که در قاموس «روشنفكر» اين قوم
دشنام سختی است!
اما،
من خوب يادم هست
روزی كه «روشنفكر»
در كافه های شهر پرآشوب
دور از هياهوها
عرق می خورد
با جان فشانی های جانبازان «حزب الله»
تاريخ اين ملت
ورق می خورد.

کودک کشی

ابن‌عربی در فص موسوی (کتاب فصوص الحکم) قدرت موسی(ع) را با قتل عام کودکان توسط فرعون مرتبط می‌داند. ابن‌عربی می‌گوید کودکان «حدیث العهد بالرّب» هستند و به واسطه قربی که به خداوند دارند، جامعه را به خدمت خود می‌گیرند و در واقع امت موسی را می‌سازند.
هر کودکی همتی دارد و "استجماع همم" (یکپارچه شدن همتهای) کودکان کشته شده است که فرعون را به نابودی می‌کشاند. در واقع این «اخذ عزیز مقتدر» است که با دست خود فرعون دارد او را به نابودی می‌کشد.

#لبنان #غزه

اربعین ۱۴۰۳

بازم اربعین اومد و رفت

و باز هم رفتم کربلا و برگشتم

پیاده روی هم آره

ولی در همچنان بر پاشنه ی سابق می‌چرخه

نه این در تعمیر شدنی نیست ...

حال امروز من

گفت: اشك ها چيستند؟

گفتم: اشك ها، تنفسِ روح اند

هرگاه دِلتنگى افزون شود

آدمى با چَشم هايَش، نفس مى كِشد!

پ.ن: برای تو نازنین دخترم ، زخمِ دلتنگی اَت، هر صبح سَر باز می کند، در دل‌ِ سوخته ام•

تبسم باران

سلام دخترخوشگلم ، میدونی عزیز بابا هیچ‌ چیز ثابتی تو زندگی وجود ندارد ، نه سختی‌ها و ناراحتیها دائمی هستند و نه شادی و راحتی همیشگیه ، اگی اوضاع بر وفق مرادت هست و همه چی خوب پیش می‌ره ، به خودت غرّه نشو ، خدا رو شاکر باش اما یادت باشه الزامن این ایام و این حال خوش دوام نخواهد داشت ، اگر هم شرایط میزون نیست و احساس خفگی می‌کنی و برنامه هات درست پیش نمیره ، غصه نخور و نگران نباش ، چرا که این وضع هم دوام نخواهد داشت و این ایام به سر خواهد آمد ...

بقول حضرت حافظ :

دورِ گردون گر دو روزی بر مرادِ ما نرفت

دائماً یکسان نباشد حالِ دوران غم مخور

پ.ن: یاد سالهای پیش همین ایام افتادم ، یه روز پاییزی و باران ، اطراف لواسان به سمت فشم میرفتم و تبسّم من ، وه که چه دل انگیز بود حال و هوای اون روزها ...

پله ی رشد

میدونی دخترم ما صرفاً برای یک ارتباط و یک ازدواج و یک کار به این جهان نیومدیم، اگر توی کارت شکست خوردی شاید قراره کار دیگه‌ای رو شروع کنی و تو به یک "اقتدار" نیاز داری تا بفهمی که من چه کاری رو باید توی این جهان انجام بدم؟ اگر در رابطه‌ای شکست خوردی شاید تو خیلی چیزها رو باید در درونِ خودت ببینی، شاید این رابطه به تو یک سیلی بزنه و این سیلی تو رو پرتاب کنه روی پله‌ای که "پله‌ی رشدِ" تو بشه ...

تاثیر کتاب و آدم خاص

عزیزدلم شنیدی میگن اگی یه مدت طولانی دوستی رو ندیدی ، وقتی ملاقاتش می‌کنی سراغ مالشو بگیر نه سراغ حالشو ، چون این مالشه که ممکنه اضافه یا کم شده باشه ، وگرنه حالش همونه که بوده ، این حرف بنظرم در شرایط عادی و در اکثر مواقع صدق می‌کنه ، اما در یه شرایط خاصی حتمن اوضاع تغییر می‌کنه ، اگی دوست شما در این مدت کتابهای زیادی خونده باشه و یا با افراد خاصی نشست و برخاست داشته ، اونوقته که بطور قطع و یقین حالش هم متناسب با کتابها یا آدمهای خاص اطرافش تغییر شگرف پیدا کرده و این آدم با آدم قبلی زمین تا آسمون متفاوت خواهد بود...

فقط برا نازنین خودم

دختر قشنگم ، سلام

خوبی عزیزدلم؟

یه جایی دیدم نوشته : برای پرنده اهمیتی نداره که کسی به آوازش گوش میده یا نه ، اصلا حضور شنونده براش مهم نیست و برای بدست آوردن چیزی آواز نمیخونه

اینکارو فقط برای شور و نشاط خودش انجام میده ...

میدونی دخترم بنظرم رسید ، حرف خیلی قشنگی گفته طرف ، و احتمالا این جمله خیلی جاها کاربرد داره ، فرض کن تو میخوای کاری انجام بدی ، خب مهربونم ، چیکار داری بقیه چه فکری میکنن؟ یا چه اهمیتی داره تو در اون کار موفق بشی یا شکست بخوری؟ تو باید خودتو موظف بدونی کارتو انجام بدی ، نظر دیگران و رسیدن به نتیجه ی دلخواه ، فرع بر موضوعه ، اینجوری که فکر کنی هم شور و نشاط داری برای انجام کار ، هم صرف کار کردن برا تو تفریحی لذتبخشه ، ماه قشنگم بدون شک راه درست زندگی کردن همینه...

رفیقای خوب اینطوری هستن

دختر جونم خیلی قدیمترا یه دوستی داشتم میگفت :

چندتا از ویژگی های افراد سالم اینه که :

در لفافه حرف نمی‌زنن

تو رو وادار به حدس و گمان نمی‌کنن

اگر دلخور و ناراحت بشن مستقیم و شفاف بهت میگن.

اگر نسبت به تو محبتی احساس کنن صادقانه ابراز می‌کنن.

تمایلی به ایجاد بازی‌های روانی ندارن

گذشت دارن و راحت هم عذرخواهی میکنن.

نوجوانی تو هم دوست داشتنی بود

میدونی عزیزدلم ، هیچ گنجی برا من ارزشمند تر و دوست داشتنی تر از شعری که در 16سالگی در عنفوان نوجوانی سروده بودی نیست ، و بدون شک این دو بیت شعر برای همیشه در قلبم حک شده:

کاش میشد لحظه ای عاشق شوم
یا که نه، بشکسته ای لایق شوم
در حریمت من بجویم یک نگاه
در نگاهت، خویش را فائق شوم

خیلی دوستت دارم نفس بابا

بعضی ها ی دوست داشتنی

میدونی دختر نازنینم ، بعضی آدما ، شبیه یک انجیر رسیده می مونند که یهو از آسمان می افتند تو دامن رنگ و وارنگ زندگیت.اونقدر بی هوا که اصلا نمیدونی چیشد و چطور شد....، تو هم خودتو می زنی به اون راه و از بودنشون لذت می بری.

بعضی های دیگه شبیه عطر بهارنارنجن ، اونهارو تو کوچه پس کوچه های پیچ در پیچ دلت، نفس می کشی... اونقدر عمیق که عطر بودنشونو تا آخرین ثانیه ی عمرت در ریه هات ذخیره کنی.

بعضی ها هم شبیه ماهی قرمز کوچکی هستند که افتاده ن در تنگ بلورین روزگارت و تو جونتو با جون و دل ، در هواشون تازه می کنی.

بعضی ها......اصلن چرا باید از در و دیوار مثال بزنم؟

بعضی ها، آرامش مطلقند، لبخندشون ، تلالو و درخشش برق چشماشون...

بعضی ها هم بودنشون... همین ساده بودنشون... همین نفس کشیدنشون، یک عالمه لبخند میشونه روی گوشه ی لب ، و چقد دوست داشتنین این بعضی ها....

می‌خوام برات بگم ، عزیزدلم تو از همین بعضی ها هستی

شعر و عشق

سلام عزیزدلم ، باز عصر پنج شنبه و تنهایی و یادی از قدیمترها که خیلی شعر میخوندم و خیلی لذت می‌بردم ، تو هم بخون و کیف کن نازنین بابا:

به نام عشق که زیباترین سرآغاز است

هنوز شیشه عطر غزل درش باز است

جهان تمام شد و ماهپاره‌های زمین

هنوز هم که هنوز است کارشان ناز است

هزار پند به گوشم پدر فشرد و نگفت

که عشق حادثه ای خانمان بر انداز است

پدر نگفت چه رازی است این که تنها عشق

کلید این دل ناکوک ناخوش آواز است

به بام شاه و گدا مثل ابر می‌بارد

چقدر عشق شریف است و دست و دل باز است

بگو هر آنچه دلت خواست را به حضرت عشق

چرا که سنگ صبور است و محرم راز است

ولی بدان که شکار عقاب خواهد شد

کبوتری که زیادی بلند پرواز است .

#سعید_بیابانکی

صبوری

میدونی عزیزدلم چند روز قبل برات نوشته بودم اگی از دست کسی عصبانی شدی درجا جواب نده ، حالا امروز یه چیز جدیدی بنظرم رسید برات بگم ، هر وقت از حرف و عمل کسی عصبانی و ناراحت شدی بجای پاسخ کلامی و آنی ، یه کاغذ و مداد بردار و هر چی میخوای به اون آدم بگی بنویس ، بعد نوشته ی خودتو برای یه مدت زمانی بزار کنار ، یه مقداری که استراحت کردی نوشته رو بخون و اون کلماتی که بنظرت مناسب نیست رو حذف یا تعدیل کن و نوشته ی جدید رو بفرست برا دوستت ، یقین داشته باش اینجوری هم دوستت بهتر متوجه اشتباهش میشه ، هم رقاقتتون پابرجا میمونه ، هم جایگاه تو در این رقابت ترقی پیدا کرده..

راهی برای قدرتمند شدن

دختر خوشگلم ، یه نویسنده ی عرب هست به اسم غسان کنفانی ، امروز یه جمله ی قشنگی از ایشون خوندم گفتم برا تو هم بنویسمش به یادگار :

« باید در خودت، یک گوشه ای از وجودت، آدمی ساخته باشی که در روزهای سخت، نیازی به پناه بردن به هیچ‌ کجا و هیچکس نداشته باشد..»

دو صد گفته چون نیم کردار نیست

سلام دخترم

میدونی عزیزدلم شکی نیست که هم حرف خوب زدن ، و هم خوب حرف زدن ، هنر هستند ، و حتمن میدونی اکثر رابطه ها هم با حرفای قشنگ و خوب شروع میشن ، اما عزیزدلم می‌خوام برات بگم ادامه ی رابطه ها بشرطی دلچسب و خوب خواهد بود که از مرحله ی حرفای خوب عبور کنه و با رفتارهای خوب تداوم یابد ، راستش اکثر آدمها شروع رابطه رو خوب بلدن اما برا ادامه دادنش پر از اشتباهند ، برا همینم تو باید یاد بگیری از شنیدن حرفهای قشنگ لذت ببری و شاد بشی ، اما به مجرد شنیدن حرف خوب دل نیازی ، بلکه حوصله کنی تا ببینی کسی که حرف زده عمل و رفتارش هم حرفشو تایید می‌کنه یا خیر؟ به عبارتی آدم حرّاف زیاده اما آدمی که پا حرفش بایسته خیلی کم ....

شب خوش نازنین دوس داشتنی من

عادتهای کوچک

سلام دختر نازنینم ، صبحت بخیر

میدونی عزیزدلم ، هیچ‌کس نمی‌تونه با روزی پنج دقیقه ورزش کردن، در مدت یک هفته تبدیل به قهرمان المپیک بشه ، کما اینکه هیچ کس با مطالعه چند صفحه در روز، نمی‌تونه توقع داشته باشه پس از یک ماه به یک نویسنده حرفه‌ای تبدیل بشه.

دختر گلم عادت‌ها هر روز فقط تفاوت خیلی کمی در وضعیت فعلی ایجاد می‌کنند ، با این وجود، تاثیر اونها در طی چند ماه یا چند سال می‌تونه خیلی زیاد باشه. یعنی وقتی دو، پنج یا شاید ده سال دیگه به عقب نگاه کنی ارزش عادات خوب ، و خسارت عادات بد ، به طرز چشم‌گیری برا تو آشکار می‌شن. عزیزدلم همه ی آدما اهمیت عادات مستمر رو می‌دونن ، اما اغلب برای رسیدن به عادت‌های خوب شکست می‌خورن ، لذا تو باید همواره به این سوال فکر کنی که «چطور می‌تونی عادت ورزش کردن مستمر، عادت مطالعه مستمر، عادت پرهیز از خوراکی‌های ناسالم و هزار عادتی که همیشه آرزوی رسیدن بهش رو داری در خودت ایجاد کنی‌؟ »

پاسخ به این سوال و تلاش برا عملی کردنش حتمن زندگی بهتری برا تو فراهم می‌کنه...

هر تغییر علتی داره

سلام عزیزدلم

یه رفیقی داشتم یه روزی به من گفت با فلان رفیقم به هم زدم ، گفتم چطور ؟ گفت : چند وقتی بود مثه قبل برام درد ودل نمی‌کرد ، وقتی همو می‌دیدیم از دیدنم خوشحال نمیشد و ذوق نمی‌کرد ، دیگه با من مشورت نمی‌کرد ، اصلا به من توجه نمی‌کرد و... گفت و گفت تا من خسته شدم و گفتم حالا گوش کن تا من برات بگم ، اگی رفیقت دیگه برات درد و دل نمی‌کرد بگرد ببین چندبار برات درد ودل کرد و تو براش تکیه گاه نشدی؟ اگی از دیدنت دیگه ذوق نمیکرد ، بگرد ببین کجاها با ذوق و اشتیاق اومد سمتت و تو ذوقشو کور کردی؟ اگی دیگه تو رو طرف مشورت قرار نمیده بگرد ببین چند بار اومد مشورت کرد و تو با تمسخر باهاش رفتار کردی؟ اگی دیگه وقتی میبیندت در مرکز توجهش نیستی ببین کجاها اومد طرف تو و با بی توجهی و بی محلی ندید گرفتیش؟ ....

میدونی دختر خوشگلم می‌خوام برات بگم آدما بی‌دلیل و بیخود عوض نمیشن ، هر وقت توی یه رابطه دیدی طرف مقابلت اون آدم قبلی نیست ، یه نیم نگاهی هم بخودت بیانداز ببین مبادا کاری کرده باشی که باعث شده اون آدم از خوب بودن پشیمون بشه

شب بخیر نازنینم

قدم به قدم مسیرتو طی کن

میدونی دخترجونم ، مسیر زندگی یه مسیر طولانی و پر از نقاط عطفه ، پستی و بلندی زیاد داره ، گره و نقاط کور هم تا دلت بخواد ، نه اینکه مسیر زندگی اینطور باشه ، هر مسیری که قراره طی کنی همینه ، فرض کن یه دوره ی دانشگاه برا گرفتن مدرک کارشناسی ، خب لااقل ۴ سال زمان لازمه ، و طبیعی خواهد بود تو نتونی برا کل این مدت برنامه بچینی ، می‌پرسی چیکار کنم ؟ خب من برا عزیزدلم میگم اگی دوس داری موفق بشی و به راحتی هر مسیری رو طی کنی ، یه قدم جلوترتو نیگاه کن ، دقت کن قدم بعدی که برمی‌داری به جلو باشه ، حواستو جمع کن که قدم بعدی تو رو به جایی جلوتر از مکان فعلی ببردت ، طبیعتن اگی هر قدم که برمی‌داری تو رو به جلو برده باشه ، کل مسیر رو هم به جلو خواهی رفت ، و در انتها پشیمون از حرکتت نخواهی بود ، البته خوب متوجهی که حرف من به معنی هدف نداشتن نیست ، اول باید هدف تعیین کنی ، هدفت هم عالی و بلندپروازانه باشه ، اما دیگه لازم نیست هر روز و هر لحظه حرص بخوری که کجام الان ، همینکه هر قدمت تو رو جلو می‌بره کافیه ، تو داری تلاشتو می‌کنی بقیش با خدا...

دوای درد

میدونی چند روزه شهرداری تهرون همت به خرج داده ، هر چی فضای تبلیغاتی داره از ابیات عاشقانه ی شاعران معروف پر کرده ، من که یه زمانی عاشق شعر بودم الان که به در و دیوار شهر نگاه میکنم از نهایت وجودم لذت میبرم و از خواندن این بیت های فوق العاده زیبا کیف میکنم و به وجد میام ، کاش خیلی زودتر از اینها به فکر همچین کاری می افتادند و کاش مردم هم دقت کنن به این تک بیت‌ها ، تا حال دلشون برا دقایقی هم که شده خوب بشه ، عزیزدلم تو هم اگی تونستی بخونشون و لذت ببر...

راه رسیدن به خواسته ها

میدونی چیه دخترقشنگ؟ خیلی از اینا که به خواستشون نمیرسن ، پشتکار ندارن ، من بهت میگم قانون طبیعت اینه هر کسی به نسبت تلاشش به خواسته ش میرسه ، مهم نیست چیزی که میخوای درست و معقول باشه یا نامعقول و نادرست ، اگی برا بدست آوردنش خسته نشی و با همه ی قدرت تلاش کنی حتمن به اونچیزی که دلت میخواد می‌رسی ، مهم نیست چند بار شکست میخوری ، مهم اینه پایان شب سیه سپید است ، این حکم لایتغیره ، آدمیزاد طوری خلق شده که به هر چه میخواد برسه ، پول میخوای ؟ تلاش کن خسته نشو ، هر چقدر بخوای بدست میاری .

عشق میخوای؟ راهش تلااااش و خسته نشدن

خونه؟ همونه راهش

دین ؟ تلاش

قدرت؟ راه فرقی نداره

میخوای مهاجرت کنی؟ عزیزم فقط تلاش و خستگی ناپذیری تو رو حتمن به هدف میرسونه

از من گفتن ، تو به هر چی ، تاکید میکنم هر چی میخوای ، خواهی رسید ، فقط خسته نباید بشی و بیخیال نشی

عاشقتو‌ بشناس

صبح بخیر دختر جونم

اگی تو به من بگی عاشق گلدون پر از گل توی خونه هستی اما هر روز فراموش کنی به گلدون مورد علاقه ت آب بدی ، یا هر زمان از یه نفر دیگه بخوای مراقبش باشه ، کسی عشق تو رو به گل‌های زیبای گلدان باور نخواهد کرد ، هر کی هم این داستانو بشنوه ، به عاشقی تو خواهد خندید که بابا طرف جوک گفته ، این چه جور عشقیه که طرف مراقب گل خودش نیست؟

عزیزدلم اصلن معنی عشق جز این نیست که میل و رغبت جدی به زندگی و پرورش اون آدم یا اون چیزی که بهش مهر می‌ورزیم داشته باشیم ، به عبارت دیگه اگی رغبت جدی و اهتمام حقیقی نداشته باشیم عشق هم دروغی بیش نیست ،

رفیق خوب

میدونی دختر قشنگم ، جسم آدم که بیمار بشه ، باید وقت بذاری بری دکتر ، معاینت کنه و برات نسخه بنویسه ، بعد بری داروخونه و از پولای خوشگلی که با زحمت بدست آوردی بدی و دارو بگیری و یه مدت طولانی با تلخی و شیرینیش بسازی ، آخرشم آیا حالت خوب بشه آیا نشه ، اما عزیزدلم اگی روح تو بیمار بشه ، خسته باشی ، بی‌حال باشی ، عصبانی و غمگین باشی ، داروی درد تو فقط و فقط یه رفیق خوبه که با حوصله بشینه ور دلت و به حرفات گوش کنه و بدون اینکه ژست نصیحت بخودش بگیره ، با توی دلشکسته و غمگین همدردی کنه ، همچین رفیقی نه خرجی برات داره ، نه تاریخ انقضا داره ، نه تلخی داره ، لذا برات میگم اگی رفیق اینجوری داری که خوش بحالت ، اگرم نداری با هر شگردی که بلدی لااقل یکی برا خودت پیدا کن ، هر چقدم میتونی برا حفظش تلاش کن ، چرا که قیمتی ترین سرمایه ی آدم رفیق خوبه ..

شبت بخیر عزیزدلم

حواستو جمع کن

صبحت بخیر دختر قشنگم

میدونی عزیزدلم چند روز پیش بطور اتفاقی اومدم اینجا و یه نیم نگاهی به نوشته های قبلیم انداختم ، کلی خاطره برام زنده شد ، بعد که فکر کردم دیدم چقدر خوب بود این وبلاگها و چقدر بد شد چت با پیام‌رسان‌ها و چمیدونم این اینستا و ...

نه وقتی برا آدم باقی گذاشتن و نه خاصیت و دستاوردی ، فرهنگ و اخلاق و رفتار و .. همه چی رو هم عوض کردن ، اگی چار تا خاصیت خوب داشتن در قبالش هزار جور آفت و درد و مرض به ارمغان آوردن ، مخلص کلام از ما که گذشت ، تا دیر نشده شما به داد خودتون برسید ، هوای دل خودتونو داشته باشید تا ته مونده ی دلتونو هم تو این مجازی بی و در و پیکر به تاراج نبردن

روز خوبی داشته باشی خوشگل من

تصمیم آنی ممنوع

عارضم به حضور دختر قشنگم که باباجووون اینجوری نباشه که اگی یکی حرفی زد و تو خوشت نیومد یا بهت برخورد فوری غزل خداحافظیو بخونی و با یه نامه ی بدون سلام و والسلام بزنی به چاک ، نهههه ، عزیز من صبر و حوصله داشته باش آخه ، تو که شیش ماهه بدنیا نیومدی ، بعضی از این بچه های خُل و چِل میگن باباجون آخه ما با ادبیم ، ما شأن و ارزشمون اجازه نمیده وایسیم و کل کل کنیم ! یکی نیس بگه آخه عزیزدلم من کی همچین حرفی زدم ، من فقط میگم قربون شکل ماهت بشم ، ناراحت که شدی اون لحظه هیچی نگو ، بزار یه زمانی بگذره ، بعد با تموم آرامش برو سراغ اون آدم و بگو فلانی من دلیل رفتار تو رو متوجه نشدم و از دست تو ناراحتم ، لطفا درست برا من توضیح بده چه اتفاقی افتاده که این حرفو به من زدی ؟ وقتی توضیحاتشو شنیدی تو هم حرفای خودتو خیلی آروم بزن ، اگی به نتیجه رسیدید که دم جفتتون گرم ، اگرم نرسیدید که مثه دو تا آدم عاقل و بالغ و متمدن برا هم آرزوی موفقیت کنید و برید دنبال یلری تلری خودتون ، همین .... ، شب تو هم بخیر و شادی جیگر من