انجام وظیفه
سلام دختر نازنینم ٬ بابایی زمانهایی پیش میاد که تو یقین میکنی دوستت داره مرتکب یه اشتباه اساسی میشه و خودش هم متاسفانه چشماشو به روی حقایق بسته ٬ اینجور وقتا ٬ دختر قشنگم تو دو تا کار میتونی انجام بدی ٬ یکیش اینکه احترام و اعتبار و آبروی خودتو مهم بدونی و چشماتو بروی خطای دوستت ببندی تا رفاقتتون بجا باشه ٬ به اصطلاح عافیت طلبی میکنی و برا خودت توجیه میکنی که نباید به حریم شخصی و محدوده ی خصوصی دوستم سرک بکشم و با این توجیه خودتو گول میزنی ٬ اما راه دوم اینه که با تموم قوا و با هر روش ممکن سعی کنی دوستتو متوجه اشتباهش کنی ٬ میدونی عزیزدلم راه دوم راه سختیه زیرا ممکنه با مقاومت دوستت متوجه بشه و نه تنها اونو از ادامه دادن مسیر اشتباه منصرف نکنه ٬ بلکه باعث بشه از تو برنجه و یا مسیرشو از تو جدا کنه یا حتا توهم بزنه که لابد تو نفعی در اینکار داری ٬ برا ماه خودم عرض میکنم انتخاب راه دوم با تموم مشکلات و ناراحتیهاش ٬ حلاوت و شیرینی خاصی داره ٬ اینکه تو در ضمیر ناخودآگاهت هیچوقت خودتو سرزنش نمیکنی که تمام تلاشتو برای یاری و راهنمایی دوستت انجام ندادی ٬ بابایی البته با کمال تاسف باید بگم معمولن وقتی دوستت گرفتار یه ماجرای عشقی (از نوع کور) باشه ٬ برای دیدن و شنیدن حقایق چشمهایش کاملن کور و گوشهایش کاملن کر خواهد بود ...
عصر بخیر عزیزدلم