سلام دختر قشنگم ٬ حتمن این ضرب المثل معروفو شنیدی: حساب به دینار ٬ بخشش به خروار ٬ میدونی عزیزدلم تمام اعمال روزانه ی آدمها از دو صورت خارج نیست ٬ یا بر مبنای دادو ستد و بده بستانه و یا بر مبنای بخشش ٬ باباجون اگی مبنای عمل آدم دادو ستد باشه ٬ چاره ای جز این نیست که بخشی از ذهن درگیر حساب و کتاب باشه تا مبادا حق او ضایع بشه ٬ در واقع بیشتر خستگی و ناراحتی ذهن آدمها نیز بخاطر اینه که معمولن حس میکنن در قبال کارشون پاداش مناسبی دریافت نکردن ٬ فرقی  هم نمیکنه که آدم کاسب باشه یا کارمند یا کارگر یا... ٬ وقتی مبنا حساب و کتاب باشه ٬ آدم تمام تلاشش اینه که کفه ی مربوط به پاداش ٬ سنگینتر از کفه ی عمل او باشه ٬ در نتیجه همواره حتی زمانیکه از کار روزانه فارغ میشه خستگی به ذهن  و روحش حاکمه ٬ در حالیکه دخترجونم ٬ اگی مبنای اعمال آدم بخشش باشه ٬ رضایت درونی برای فرد مهم میشه ٬ و طرف حساب آدم دیگه فرد مقابلش نیست ٬ به همین دلیل هم از او انتظاری نداره و ذهنش هم درگیر محاسبه های معمول نیست و لذا آرامش بر زندگیش مستولیه ٬ البته برا نازنین خودم میگم از اونجا که گذران زندگیها منوط به دریافتیهایی است که آدمها در ازای کارشون بدست میارند ٬ چنین حالتی حداقل در دنیای کنونی قابل تصور نیست و چاره ای جز عمل بر مبنای داد و ستد وجود نداره ٬ اما دختر دوست داشتنی من ٬ متاسفانه در سالهای اخیر روابط احساسی و عاطفی بین آدمها هم مانند کارهای اونها تونسته تابع همین دو الگو باشه ٬ یعنی آدما ٬ هم میتونن بذل محبت کنن و هم میتونن داد و ستد محبت داشته باشن ٬ هم میتونن بدون توقع به دیگران عشق بورزند و هم میتونن بشرط دوست داشته شدن ٬ دوست داشته باشند ٬ به دختر قشنگم عرض میکنم اگرچه روابط دوستانه بر مبنای حساب و کتاب بورس شده و طرفدارانش هم روز به روز زیادتر میشن ٬ اما بنظرم میرسه علاوه بر اینکه ارتباطات این مدلی هیچ لذتی نداره ٬ حداکثر نوعی کسب و کار خواهد بود که در نهایت هم به خستگی روح و روان می انجامه و به عاملی برای سلب آسایش و آرامش آدمها بدل میشه .

                                                                              شب بخیر دختری که عشق بابایی