اثرات سحر خیزی!
خب من دقیق ۱ ساعت ورزش کردم امروز ٬ البته از نوع پیرمردیش ٬ ۴۰ دقیقه تردمیل با سرعت ۶کیلومتر برساعت ٬ یعنی تقریبن ۴ کیلومتر پیاده روی ٬ بعدشم ۲۰ دقیقه دراز و نشست ٬ بنظرم واسه روز اول خوبه ٬ البته بینش هم فاطمه میخواست بره دانشگاه که تا ایستگاه مترو بردمش و برگشتم ٬ بعد هم صبحونه خوردم (نون بربری و سنگک تازه صبح زود گرفته بودم ٬ الانم باید برم پلیس+۱۰ که پاسمو تمدید کنم ٬ البته فک کنم پایان خدمتو هم باید بدم تعویض تا کارت هوشمند صادر کنن ٬ بدش اگی حال داشته باشم میرم دندونپزشکی وگرنه که ایشاللا خدا قبول کنه میرم سر کار ٬ خودمونیم عجب چیز خوبیه سحرخیزی ٬ البته من همیشه سحرخیز هستم اما بعد از صبحونه متاسفانه چشمام گرم میشه و یکی دوساعتی میخوابم که اینکار تموم اثر سحرخیزی رو به باد فنا میده ٬ بگذریم... ٬ یه چیزی یادم اومد ٬ من تو خونه خیلی که عصبانی بشم و کار بالا بگیره و بخوام با یک کلمه ی قاطع نشون بدم دیگه باید حرف تموم بشه ٬ بلند به بیتا میگم : بر پدرت صلوات ٬ حالا دیشب محمد رفت تلویزیونو خاموش کرد و هرچی من روشن میکردم باز خاموش میکرد ٬ من بلند بهش گفتم محمد جان دیگه تکرار نشه ٬ اونم برگشته میگه بر پدرت صلوات دعبا نکن!
بعد نوشت: بله کاملاً درسته یکی دیگه از راههای رسیدن به آرامش ٬ شکرگذاری از خدای بزرگ هست که ما رو متوجه داشته هامون میکنه ٬ بنابراین خدا رو صد هزار مرتبه شکر