سلام دختر قشنگم ٬ یه خواننده ی عزیز با رعایت ادب و لحن محترمانه ٬ کامنتی برام گذاشته بود که خلاصه ی حرفاش به زبون ساده و خودمونی این بود : " باباجون حرفات خیلی پیش پا افتاده و چیپ هست برو کتاب بخون و دنیا رو ببین تا متوجه بشی چطور باید حرف بزنی" ٬ خب برا اون خواننده ی مهربون و سایر عزیزانم که اینجا رو میخونن باید عرض کنم : من هم به اندازه ی خودم شایدم بیشتر از حد خودم ٬ کشورهای مختلف رو دیده ام و با فرهنگهای مختلف با دقت مواجه شده ام ٬ کتابای خارجکی خیلی زیادی رو هم خونده ام ٬ اما نتیجه گرفتم که هیچی به اندازه سادگی و خودمونی حرف زدن ٬ اون هم با فرزند اثر نداره ٬ باور کنید خیلی از مشکلات لاینحل ما آدما ٬ ریشه در عدم توجه به چیزهای خیلی پیش پا افتاده داره ٬ با اینحال به اون دوست عزیز میگم خب باباجون با همه ی حرفایی که زدی ٬ من موندم که چرا بنا به گفته ی خودت از اولین پستا تاکنون همراه من هستی ٬ واقعاً اگی حرفام برا تو " یکنواخت ٬ خسته کننده و گاهی هم آزاردهنده " هست٬ بدون تعارف میگم من از تو ممنونم که همیشه اومدی و خوندی منو اما باور کن راضی نیستم وقت با ارزشتو اینجا صرف کنی عزیزدلم . نوشته ی زیر که از سید مرتضی آوینی هست ٬ شاید یه جورایی جوابی باشه به  همون خواننده ی عزیز :  
        

          تصور نکنید که من با زندگی به سبک و سیاق متظاهران به روشنفکری ناآشنا هستم ٬ خیر ٬ من از یک «راه طی شده» با شما حرف می‌زنم ٬ من هم سال‌های سال در یکی از دانشکده‌های هنری درس خوانده‌ام ٬ به شب‌های شعر و گالری‌های نقاشی رفته‌ام ٬ موسیقی کلاسیک گوش داده‌ام ، ساعت‌ها از وقتم را به مباحاث بیهوده درباره چیزهایی که نمی‌دانستم گذرانده‌ام ٬ من هم سال‌ها با جلوه‌فروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیسته‌ام ، ریش پرفسوری و سبیل نیچه‌ای گذاشته‌ام و کتاب «انسان موجود تک‌ساحتی» هربرت مارکوزه را ـ بی آنکه آن زمان خوانده باشم‌اش ـ طوری دست گرفته‌ام که دیگران جلد آن را ببینند و پیش خودشان بگویند: عجب! فلانی چه کتاب‌هایی می‌خواند ، معلوم است که خیلی می‌فهمد...
         اما بعد خوشبختانه زندگی مرا به راهی کشانده ‌است که ناچار شده‌ام رو دربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران کنار بگذارم و عمیقاً بپذیرم که «تظاهر به دانایی» هرگز جایگزین «دانایی» نمی‌شود ، و حتی از این بالاتر دانایی نیز با تحصیل فلسفه حاصل نمی‌آید . باید در جست‌وجوی حقیقت بود و این متاعی است که هر کس براستی طالبش باشد، آن را خواهد یافت و در نزد خویش نیز خواهد یافت... و حالا از یک راه طی شده با شما حرف می‌زنم .