شکست پایان راه نیست
میدونی عزیزدلم هیچ آدمی یکی دو سالگی خودشو درست بیاد نمیاره ٬ اما خب هر آدمی در اطراف خودش کودکان یکی دو ساله ی زیادی رو دیده و خیلی خوب تلاش اونها رو برا آموختن راه رفتن دیده و بارها و بارها از خستگی ناپذیری یه کودک به وجد اومده ٬ کودکان گاهی هر روز صدها بار زمین میخورن ٬ اما باز هم بعد از یه کم گریه و ناراحتی برمیخیزن و به راه رفتنشون ادامه میدن ٬ اونها براحتی معنی هدف داشتن و تلاش برا رسیدن به هدف رو درک میکنن ٬ و بدون تردید همه ی کودکان بالاخره راه رفتن رو میاموزند ٬ اما دختر قشنگم همین کودکان بتدریج که بزرگ میشند ٬ بیشتر و بیشتر فراموش میکنند که در راه رسیدن به هدف و برا موفقیتشون ممکنه بارها شکست بخورن و باید راههای فراوونی رو امتحان کنن ٬ تا جایی که خیلی از آدمها اولین باری که شکست میخورن هدفشونو بیخیال میشن ٬ اونها یادشون میره موفقیت ثمره ی تکرار و تلاشه و بجاش بسادگی میپذیرن خیلی وقتا شکست همیشگی و انکار ناپذیره ٬ اونها یادشون میره ناراحتی رو تحمل کنند ٬ خیلیها کارشونو رها میکنند ٬ خیلیها همسرشونو طلاق میدن ٬ خیلیها برنامه های ورزشی رو کنار میذارن ٬ خیلیها از ادامه ی تحصیل دست برمیدارن و... تنها به این دلیل که تحمل ناراحتی رو ندارن و یکبار شکست رو پایان راه میدونن ٬ میخوام از خوشگل خودم بپرسم نازنینم : تو اگی در زندگی با مشکلی (هر چند بزرگ) روبرو بشی آیا زود شکست رو میپذیری و امیدتو برا موفقیت در تکرارهای بعدی از دست میدی یا حتی اگی بارها شکست بخوری باز هم با تموم قوا با مشکلات روبرو میشی و براشون دنبال راه حل میگردی و بالاخره هم به نتیجه ی دلخواهت میرسی؟