چند وقت بود از فاضل نظری عزیز شعری نخونده بودم ، امروز این دو بیت زیبا رو جایی دیدم ، کجاست اونکه علاقه داشت به شعرهای فاضل ؟ ، به قول رسول نجفیان : عجب رسمیه رسم زمونه ، قصه ی برگ‌و باد خزونه * ، میرن آدما ، از اونا فقط خاطره هاشون میمونه ، کجاست اون کوچه * ؟ ، چی شد اون خونه ؟ ... ، هعی ، بگذریم ، اینم شعر فاضل :

 

نه سر در عقل می بندم

نه دل در عشق می بازم

که این نامرد بی درد است

و آن پر درد نامرد است ...

 

*  الان فصل بهار است و باید گفت قصه ی باد بهاره ، کوچه هم برا من کلی خاطره داره .