ترنج ( ۲۹ )
۱ : محمد علی بهمنی :
دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش
چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب
کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی ؟
که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب.
۲ : سید تقی سیدی :
یا گرمی یه بوسه به پیشانی من باش
یا علت یک عمر پشیمانی من باش
با فاصله ای امن که آسیب نبینی
بنشین و فقط شاهد ویرانی من باش
۳ : قیصر امینپور:
دیر گاهی ست که افتاده ام از خویش دور
شاید این عید به دیدار خودم هم بروم !!!
۴ : رضا کاظمی :
بهار ....
و این همه دلتنگی ؟!!
نه ،
شاید فرشته ای به اشتباه ،
فصل ها را ورق زده باشد !
+ نوشته شده در شنبه پنجم فروردین ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۳۵ ب.ظ توسط بابامهدی
|